مؤلف مجهول

13

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

پس آوردند اين گاو را و [ 9 ] كشتند . يوشع بن نون از ران اوى پارى گوشت را ببريد و بران كشته نهاد و آواز داد كه خبر ده ما را كه مر ترا كه كشته است . كلبى گفت از استخوان دنب اوى بر كشته نهادند و بعضى گفتند يك پاره گوشت كه در ميان دو كتف او باشد بر كشته نهادند « 1 » . كشته زنده شد به امر خداى عز و جل ، و سخون آمد و گفت مرا ابن عمم كشت تا مال من به ميراث برگيرد ، اين بگفت و باز بيفتاد وز پس از آن نيز هيچ سخون نگفت . ايزد تعالى به موسى عليه السّلام وحى كرد كه اين كشنده را بكش ، و مرو را از آن ميراث او هيچ مده ، از آن‌گاه باز تا قيامت سنت گشت كه هيچ كشنده از كشته‌ى خود ميراث نيابد . اين آنست كه خداوند تعالى گفت قوله تعالى وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ ( 67 ) گفت خداى عز و جل پديد آرنده است و آشكارا كننده ، اى كه پيدا آرد و آشكارا كند آنچه شما پنهان كرده‌ايد اى كه پنهان كشتيد مر عاميل را فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها گفتيم بر زبان موسى عليه السّلام مر شما را كه مر آن كشته را به يك اندام گاو بزنيد اى كه اندامى از اندام اين گاو بران كشته نهيد ، گفتيم اختلاف مفسران اندر اندام گاو كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى وَ يُرِيكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ( 68 ) گفت هم‌چنان‌كه ايزد تعالى مرين كشته را - عاميل را - پس از كشتن زنده گردانيد هم‌چنين زنده گرداند مر مردگان را به روز راست‌خيز . كلبى گفت در بنى اسرايل كسها بودند كه ايشان مر بعث را منكر بودند ايزد تعالى به زنده‌كردن عاميل بديشان نمود كه او مرده زنده تواند كرد . چنان كه

--> ( 1 ) . حاشيه : و بعضى گفتند زبان گاو بر كشته نهادند .